بررسی عشق و روابط حاکم بر آن در «خسرو و شیرین» نظامی و بازنگری انتقادی پیشینه پژوهشی آن | ||
| کهننامه ادب پارسی | ||
| مقاله 11، دوره 15، شماره 2 - شماره پیاپی 39، بهمن 1403، صفحه 305-340 اصل مقاله (436.09 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30465/cpl.2025.9571 | ||
| نویسندگان | ||
| مجید هوشنگی* 1؛ فاطمه نظری زردآلویی2 | ||
| 1استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران | ||
| 2دانشآموختۀ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| مطالعات پیشرو در حوزۀ نقد ادبی پیوند نزدیکی با نوع شناخت و تلقی از انسان و نیروهای درونی او پیدا کرده و بیش از هر چیز بر رویکردهای بین رشتهای متمرکز شده است. یکی از این رویکردهای مهم در این میان، دیدگاه رابرت استرنبرگ در تحلیل نظام عشق و روابط حاکم بر آن در دو تئوری «مثلث عشق» و «قصه عشق»، بسط یافته است. حال این پژوهش سعی دارد تا با روشی توصیفی – تحلیلی منظومۀ عاشقانۀ «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی را بر اساس این دو تئوری بررسی و تحلیل نماید. نتایج این بررسی نشان خواهد داد که در مجموع تمامیروابط عاطفی موجود در این روایت، با مؤلفۀ شور و اشتیاق آغاز شده و در مؤلفۀ صمیمت نیز اشتراک دارند؛ اما تفاوت عشق در شیرین و فرهاد با عشق خسرو در مرحلۀ تعهد است. همین اختلاف، الگوی عشق را در شیرین و فرهاد به عشق آرمانی و در خسرو به عشق رمانتیک مبدل خواهد کرد که مقدمات جریان تراژدی را در این اثر غنایی رقم میزند. از سویی، شکل نخستین قصهها از نوع قصۀ هنر هستند؛ که در مراحل بعدی، قصههای اعتیاد، کلکسیون و ایثار در این روایت موجودیت خواهند یافت. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نقد ادبی؛ نظامی؛ استرنبرگ؛ خسرو و شیرین | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 400 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 198 |
||