هنر به مثابه شکل زندگی؛ تأثیر ویتگنشتاین متأخر بر معنای هستیشناسیِ اثر هنری نزد ریچارد ولهایم | ||
| غرب شناسی بنیادی | ||
| مقاله 7، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 31، آبان 1404، صفحه 171-197 اصل مقاله (285.05 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30465/os.2025.50981.2023 | ||
| نویسندگان | ||
| هدی رفاهی1؛ علی مرادخانی* 2؛ مجید پروانه پور3 | ||
| 1دانشجوی دکترای فلسفه هنر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران | ||
| 2دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال | ||
| 3عضو هیأت علمی پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر | ||
| چکیده | ||
| غایت کلی ریچارد ولهایم (2003-1923) در فلسفه هنر خویش، گشودن افقهای تازه در فهم اثر هنری است. وی با تأثیر از ویتگنشتاین (1951-1889) و با رویکردی ضدذاتگرایانه، ایدۀ «هنر به مثابه شکل زندگی» را طرح کرد و ناامیدی عرضه تعریفی از هنر را با وضعیتی جایگزین کرد که حسب آن آثار هنری مبتنی بر گسترهای از امکانها درک میشوند. آنچه مورد توجه مقاله و نتیجۀ آن است، تحلیل پاسخ ولهایم به پرسش از هستیِ اثر هنری و نسبت آن پاسخ با مفهوم ویتگنشتاینیِ «شکل زندگی» است؛ پاسخی چند سویه که هم از کلیت انتزاعی غیر قابل درک فاصله دارد و هم اثر هنری را به مثابه چیزی قابل فهم با ویژگیهایی متکثر تبیین میکند، به نحوی که هستی اثر هنری نه مبتنی بر محدودیتها، بلکه مبتنی بر امکانها و موقعیتهای بینهایت آن تعین می یابد. روش این تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و گردآوری دادههای آن به روش کتابخانهای صورت گرفته است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ریچارد ولهایم؛ هستیشناسی اثر هنری؛ زیباشناسی تحلیلی؛ شکل زندگی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 160 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 73 |
||
| تعداد نشریات | 34 |
| تعداد شمارهها | 1,049 |
| تعداد مقالات | 12,627 |
| تعداد مشاهده مقاله | 13,435,715 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 11,256,949 |